رشته حقوق

ترش رویی، شادی

عرفا بر آنند که باده­ی عشق، شادی بخش است، فراغت آرد و اندیشه­ی خطا ببرد:

قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله­ی چنگ              که بسته­اند بر ابریشم طــرب دل شــاد

(همان: ۱۴۴)

مولانا نیز بر شادی آفرینی عشق تأکید دارد، او بی عشقی را دلیل غم و ترش رویی می­داند:

هر که را پُر غــم و ترش دیـدی                       نیست عاشـق و زان ولایت نیست

(مولوی، ۱۳۸۸٫ ج۱: ۱۸۴)

اگر تو عاشقی غم را رها کن                            عروسی بین و ماتم را رها کن

(همان. ج ۱: ۶۹۰)

در جای دیگر ، شادی بخشی عشق را این گونه بیان می­دارد:

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم                 عشــق آموخت مــرا شکل دگــر خندیدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *