رشته حقوق

حقوق دفاعی متهم، دادرسی عادلانه

شیخ طوسی دراین بار ه می نویسد: «هرگاه قاضی بخواهد میان مردم به قضاوت بپردازد،مستحب است که این کار رادرمحلی که برای مردم معلوم ومشخص باشد، مثل محلی وسیع وفراخ انجام دهد تا هر نیازمندی بدون هیچ زحمتی به اودسترسی داشته باشد.» و در ادامه می افزاید: «برای قاضی مستحب است که هرکس بتواند به محل جلسه ی رسیدگی او دسترسی پیدا کند و نگهبانی برای ممانعت مردم از ورود به آن جا نگمارد.»(سرخسی،8،87). محقق حلی در مورد کراهت این عمل می گوید: «ازآداب مکروهه برای قاضی این ا ست که درهنگام رسیدگی برای خود دربانی قراردهد.» (محقق،866،4). کلام این دو فقیه در این معنا ظهوردارد که قاضی باید این امکان را فراهم کند تا شهروندان بتوانند درجلسه ی رسیدگی حضورداشته باشندو با قراردادن دربان مانع حضورآن هادرجریان رسیدگی نشود. روشن می شود که هرچند تکلیفی مبنی بردادرسی به روش علنی با دلیل نقلی وکلام فقهاپیش بینی نشده؛ اماازآن جا که این روش در نزد عقل یک امری پسندیده و حسن است، می توان طبق قاعده ی «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» مشروعیت آن را درحقوق اسلام اثبات و درصورتی که امنیت قضایی درجهت احقاق حقوق طرفین و مخصوصاً درجایی که دولت طرف دعوا است منوط به این اصل باشد، وجوب آن ظاهرمی شود.

4-1-7)حق بهره مندی از وکیل

ازجمله تضمین هایی که برای حفظ حقوق دفاعی متهم لازم است، شرکت وکیل مدافع برای دفاع از او می­باشد. وقتی فردی به ارتکاب اعمال مجرمانه متهم می شود، ممکن است به علت عدم آشنایی و اطلاع کافی ازحقوقش و نحوه ی برخورداری ازآنها، حقوق فردی خود را به عنوان متهم از دست دهد و بلکه ممکن است به دلیل عدم آگاهی ازقوانین، دراظهارات خود الفاظی رابیان کند که اسباب تضرر و درنهایت زمینه را برای محکومیت خودفراهم کند؛ با لحاظ چنین شرایطی درجهت جلوگیری از تضییع حقوق متهم و تأمین امنیت قضایی یک دادرسی عادلانه، ضرورت همکاری فردی با دانش حقوقی می تواند نقش سازنده ای ایفاکند. درشریعت اسلام وکالت در دعاوی به صورت نهادی قانونی که بنای عقلاء در نخستین جوامع بشری پایه­گذارآن بوده است؛ مانند دیگرعقود امضایی مورد قبول شارع مقدس قرارگرفته است؛ زیرا در شریعت اسلام نه تنها این شیوه رد و منع نشده؛ بلکه به موجب نصوص تأیید هم شده است.
فقهای اسلام اعم ازشیعه واهل سنت، توکیل را در همه ی امور جز در مواردی که غرض شارع به طورمستقیم به آن ها تعلق گرفته و مباشرت مکلف را در انجام آن عمل شرط دانسته(مانندتحصیل طهارت)، جایزدانسته­اند.(سرخسی،360،2؛ نجفی،377،20). براین اساس از اطلاق کلام آن ها که وکالت را درا موری که قابل نیابت هستند، صحیح دانسته اند ، می توان مشروعیت وکالت را در موضوع مورد بحث به دست آورد؛ زیرابرخورداری متهم از وکیل در دعاوی به منظور دفاع از او و ارائه ی شواهد قانونی در زمره ی اموری است که نیابت درآن صحیح است.
شیخ طوسی درکتاب مبسوط، مبحث وکالت، پس ازآنکه وکالت را جایز و اجماع امت اسلام را برآن ادعا کرده است، کراهت ترک آن رابا اتکا به سیره و سنت معصومان (ع) ثابت می کند. ایشان وکالت را درهمه ی ابواب فقه به تفصیل ذکرکرده و پس از استثناکردن برخی موارد مانند وکالت درطهارت، نماز، روزه، اعتکاف، غصب و چندمورد دیگر، بقیه امور را جایز دانسته است و درمورد جواز وکالت در دعاوی می نویسد: «وکیل گرفتن در دعواصحیح است وهرعملی که بتوان با نایب گرفتن آن را انجام داد، قابل وکالت است.»(سرخسی،360،2). دیدگاه فقها درباره ی حق بهره مندی از وکیل در دعاوی را می توان در باب وکالت ذیل عناوینی مانند: «التوکیل بالخصومه،التوکیل فی المنازعات» یعنی «وکالت دردعاوی» یافت.
ابن ادریس درجواز وکالت در دعاوی می گوید: «هرکس دیگری را در مرافعاتی که علیه او اقامه شده است، وکالت دهد تا در محاکمه حاضر و حق او را مطالبه کند، درصورت قبول وکیل، تمامی آنچه که برعهده ی موکل است برعهده ی او خواهدآمد، مگر مواردی که مقتضی سوگند و اقرار باشد که ازعهده ی وکیل ساقط است.»
علامه حلی دراین باره می نویسد: «مشهور در میان علمای امامیه این است که برای شخص حاضر جایز است دردعاوی و مرافعه ها به دیگری وکالت دهد و بر موکل لازم نیست که در محاکمه حاضرشود؛ زیرا اصل، جواز چنین امری است و وکالت در دعاوی فعلی است که قابل نیابت می باشد.»
امام خمینی پس ازقبول جواز وکالت در دعاوی و مرافعه برای هریک از مدعی و مدعی علیه می نویسد:
«وظیفه ی وکیل مدعی این است که نزدحاکم برمدعی علیه طرح دعوی کرده و برای اثبات دعوی بینه اقامه و شاهد را تعدیل کند؛ منکر را قسم دهد و درخواست حکم برطرف دعوا کند وخلاصه هرچیزی که وسیله ی اثبات دعوی است، انجام دهد و وظیفه ی وکیل مدعی علیه این است که دعوی را انکارکند؛ شهود را مورد طعن و خدشه قرار دهد؛ بینه را جرح کند و خلاصه این که باید تا جایی که ممکن است در دفع دعوی کوشش کند.»(امام خمینی،45،2).
سرخسی از فقهای حنفی درباره ی مشروعیت وکالت در دعوا، به سیره ی مستمره ی  مسلمین استناد کرده و در این باره می گوید: «رسم برگرفتن وکیل در دعاوی از زمان پیامبر(ص) تا زمان حاضر جاری بوده، بدون این که کسی منکرآن باشد و یا ازآن منع کند.» و سپس برای نمونه به دعوای حضرت علی (ع) وطلحه که در زمان خلافت عثمان رخ داده بود و امام(ع) به برادرزاده اش  عبدالله بن جعفر وکالت داده اند، مطرح کردند(سرخسی،19،4).  درکنار نظر فقها مبنی برمشروعیت وکالت در دعاوی، دلایلی وجود دارند که بهرمندی متهم از این حق را مستحکم تر جلوه می دهند. این دلایل عبارتنداز:
 
 
1.عقل
شاید مهمترین دلیلی که بتوان ذکرکرد، منبع چهارم فقه «یعنی عقل » باشد؛ ازآن جهت که مقدمه ی داوری منصفانه و دفاع کامل و بی نقص از متهم در گرو استخدام وکیل خبره و آگاه به قوانین است، موضوع فوق حسن عقلی می یابد؛ بنابراین عقل حکم می کند که با پیچیده شدن مسایل حقوقی به ویژه در امورکیفری که باآبرو، حیثیت وجان افراد درارتباط است متهم در دفاع ازخود برای رفع اتهام وارده که مستلزم آگاهی ازقوانین و مسائل حقوقی است ازوجود وکیل مدافع برخوردارشود.
2.سیره ی عقلا
دلیل دیگربرای این امر، سیره ی عقلا است؛ زیرا عقلای عالم دراموری که مباشرت درآنها بنا به دلایلی مانند عدم توانایی کافی و یا اینکه عمل به گونه ای است که نیازمند آگاهی و اطلاعات لازم است انجام امور را به نیابت ازخود برعهده ی افراد خبره وکاردان می سپارند. این شیوه ی عقلامی تواند مؤیدی برای بهره مندی متهم از این حق که آشنا به قوانین نیست و یا توان سخن گفتن و استدلال کردن را ندارد، باشد.

  1. اصل عدالت قضایی

البته هرچنداصل فوق نمی تواند به طورمستقل دلیل به حساب آید؛ولی باتمسک به این اصل همراه بادیگردلیل­ها، مشروعیت این حق والزامی بودن شرکت وکیل برای دفاع ازمتهم به ویژه درجرایمی که جنبه ی عمومی داشته وفاقد شاکی خصوصی هستند، ظاهرمی شود؛ زیراهنگامی که شخصی، به ارتکاب جرمی متهم می شود، قوه­ی حاکم به نمایندگی ازطرف کل جامعه با امکانات قضایی وبهره مندی از افراد متخصص درصدد کشف و اثبات جرم برمی آید؛ امادرطرف دیگر، فردی است که معمولابا مسایل قضایی آشنا نیست.
در این جا اصل عدالت قضایی اقتضامی کند از طرف متهم، فردی که با قوانین آشنا است،حضورداشته باشد تا با اطلاعات و دانش حقوقی خود، اتهام های وارده برمتهم را با دلایل متقن و صحیح دفع کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *