رشته حقوق

عشق، زر

در سروده­های مولانا نیز با چنین مفهومی درباره­ی عشق مواجه­ایم:

عشق است که کیمیای شرق است در او                         ابریست که صد هزار برق است در او

در باطـن مــن ز فــرّ او دریــایی­ست                         کین جمله­ی کائنات غـرق است در او

(همان. ج ۲: ۱۴۵۲)

و جامی در «هفت اورنگ» به کیمیاگری عشق اشاره دارد:

عشق هر جا بود اکسیرگـر است                        مس ز خاصیّت اکسیـر زر است

(جامی، ۱۳۷۸: ۲۶)

حافظ عشق را کیمیایی می­داند که مس وجود آدمی را زر می­کند و اگر بگوییم که منتهای کوشش مرشدان و عارفان بزرگ در طول تاریخ همین بوده است که در دل مریدان خود عشق به وجود آورند، به گزاف نرفته­ایم؛ زیرا به کمال رسیدن بدون عشق ممتنع است:

از کیمیـای مهــر تو زر گشت روی من                  آری به یمن لطف شما خاک زر شود

(حافظ، ۱۳۸۵: ۲۰۸)

۲ـ ۳ـ ۵ـ ۶ عشق شادی آفرین است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *